آرمان شهر؛ نگاهی به آمار رسمی پزشکی قانونی و ورودی پرونده‌های قضایی در استان نشان می‌دهد که درگیری و نزاع در سال‌های اخیر به‌شدت روندی رو ‌به افزایش داشته است.

موضوعی که می‌تواند به‌دلیل بروز رفتارهای خشونت‌آمیز و برخوردهای فیزیکی در روابط بین فردی، علاوه بر طرف‌های درگیر، امنیت اجتماعی را نیز موردتهدید قرار داده و سلامت روان شهروندان را با آسیب مواجه می‌سازد.

مهاجرپذیری و صنعتی‌بودن شهرهای استان از جمله عواملی است که بسترهای اجتماعی بروز خشونت در استان را فراهم ساخته است. وجود افراد مهاجر با خرده‌فرهنگ‌های متفاوت در شرایطی که نهادهای اجتماعی برای ایجاد زمینه ارتباط آن‌ها با دیگر شهروندان فراهم نیست، برقراری تعاملات اجتماعی را با مشکل مواجه کرده است. به‌طور کلی اختلافات طایفه‌ای و فرهنگی در بین ساکنان یک شهر یکی از عوامل اصلی تشنج‌های اجتماعی است. قزوین نیز با توجه به موقعیت جغرافیایی و قرارگرفتن در شاهراه ارتباطی غرب کشور و مهاجرت ساکنان مناطق مختلف برای اشتغال در صنایع آن، تنش‌های بیشتری را شاهد است.

تاثیر عدالت اجتماعی بر سلامت روان

نازی اسپندار کارشناس اجتماعی درباره سایر علل بروز خشونت در سطح جامعه به آرمان‌شهر گفت: کاهش آستانه تحمل افراد و حل مشکلات از طریق نزاع به عوامل مختلفی ارتباط دارد؛ برای مثال مسائلی مانند تربیت خانوادگی، مشکلات معیشتی، روانی، فرهنگی و افزایش آمار اعتیاد و مصرف مواد مخدر صنعتی و محرک‌ها در افزایش خشونت‌های فیزیکی دخیل است.

شکاف نسلی و نبود درک متقابل بین نسل جدید و نسل قدیم نیز از جمله عواملیاست که افزایش آمار خشونت را موجب شده‌ است. جوانان و نوجوانان به‌دلیل شرایط سنی، هیجانات کنترل‌نشده و ناتوانی برای ارتباط برقرارکردن با نسل گذشته، پرخاشگر و کم‌حوصله شده است.

جوانان امروز مانند گذشته به هنجارها و ارزش‌های اخلاقی مانند احترام و خویشتن‌داری پایبند نبوده و فردگرایی و خودخواهی به ارزش‌های مسلط رفتار آن‌ها تبدیل شده است. همین مسئله موجب شده است ما حتی گاهی در خیابان‌های شهر علاوه بر خوردهای لفظی و فیزیکی بین شهروندان، شاهد بگومگو و رفتارهای خشونت‌آمیز بین زن و شوهران جوان و همچنین اعضای خانواده‌ها باشیم.

به‌عقیده این کارشناس مسائل اجتماعی علاوه بر اجرای درست قانون، نهادهای تربینی و آموزشی می‌تواند در کنترل و کاهش آمار خشونت در استان تأثیرگذار باشد.

وی افزود: قانون از روش حقوقی وظیفه مقابله با خشونت را انجام می‌دهد، این روش انضباطی و آمرانه هرچند ضروری است، اما، نمی‌تواند روش اساسی برای پیشگیری از خشونت باشد. در واقع قانون روشی برای کنترل جامعه است، برای پیشگیری و درمان نهادهای آموزشی، تربیتی و رسانه‌ها باید به‌شکل منسجم و هماهنگ فعالیت کنند. در درازمدت وظیفه نهادهای اخلاقی و تربیتی است که به کنترل خشونت در جامعه بپردازند.

وی اظهار کرد: هر چند نمی‌توان این مسئله را با قاطعیت تایید کرد، اما، تنها چیزی که می‌توان در موردش صحبت کرد این است که پرخاشگری به امری سهل‌الوصول از طرف شهروندان تبدیل شده است. افراد بدون نگرانی و ترس از نظام‌هایی که کنترل اخلاق و نظام ارزشی جامعه را به‌عهده دارند به پرخاشگری می‌پردازند. یک بحث دیگر بی‌اعتمادی مردم به مراجع حل اختلافات و بی‌اعتمادی به عدالت در اجرای قانون است که آن ‌ها را وا می‌دارد خودشان با توسل به رفتارهای پرخاشگرانه به اصطلاح خودشان حق خود را بگیرند. باید توجه داشت خشونت در صورت  احساس کارابودن قابل سرایت است. اگر افرادی که به خشونت متوسل می‌شوند با نظارت‌های اجتماعی تنبیه و طرد مواجه نشوند و نیروی انتظامی به‌موقع و به‌اندازه با این دست از افراد برخورد نکند، خشونت از فردی به فرد دیگر و از گروهی به گروه دیگر سرایت می‌کند.

تاثیرات سبک زندگی بر بروز خشونت

علی امیری جامعه شناس معتقد است بین خشونت و سبک زندگی مردم ارتباط معناداری وجود دارد.

به‌گفته وی فضای پرتنش، فشار عصبی زندگی ماشینی و دوری انسان‌ها از یکدیگر  به‌همراه مشکلات اقتصادی پرخاشکری را تشدید کرده است. از طرف دیگر وقتی در سطح شهرها فضا و برنامه‌هایی برای تعامل گروه‌های مختلف اجتماعی وجود ندارد، شهروندان گفت‌وگو و حل مسائل از طریق گفت‌وگو را نمی‌آموزند؛ در نتیجه ما شاهد خشونت در سطح جامعه هستیم.

وی افزود: در این شرایط برگزاری کنسرت و یا سایر رویدادهای هنری می‌تواند برای تخلیه هیجانات جوانان و ایجاد آرامش در استان مفید واقع شوند. در بحث خدمات شهری نیز عدالت در قرار‌دادن امکانات و خدمات شهری، شهروندان نواحی محروم شهرهای استان را از داشتن احساس محرومیت و تبعیض باز می‌دارد؛ احساسی که خود به ایجاد خشونت در بین طبقات بایین اقتصادی و طبقات برخورذار منتهی می شود.

درباره موضوع سلامت روان نباید محافظه‌کاری کرد

بررسی عوامل تأثیرگذار مختلفی بر سلامت روان مردم نشان می‌دهد؛  که استرس از شایع‌ترین و تأثیرگذارترین عوامل مؤثر سلامت روان است.

منوچهر مهرام رئیس دانشگاه علوم پزشکی قزوین با تأیید این مطلب گفت: مردم ما از نظر روانی انسان‌های مضطربی هستند؛ این مسئله را می‌توان در حرکات، طرز راه‌رفتن و نحوه رانندگی آن‌ها به‌وضوح ملاحظه کرد. افزایش آمار بیماری‌های روان در استان نیز خود گواهی بر این امر است که وضعیت سلامت روان در جامعه در شرایط مطلوبی قرار ندارد. مصرف روان‌گردان‌ها و مواد صنعتی سلامت روان بسیاری از جوانان را با اختلال مواجه کرده است. این مواد برخلاف مواد سنتی مخرب که فرد معتاد را در خلسه فرو برده و منفعل می‌کند، محرک بوده و به ایجاد رفتارهای پرخطر در فرد مصرف‌کننده منجر می‌شوند. که یکی از نشانه‌های آن خشونت‌های خیابانی است؛ افرادی که از این مواد استفاده می‌کنند امنیت روانی اطرافیان و جامعه را در معرض تهدید قرار می‌دهند.

وی با اشاره به شاخص‌های آماری استان در این زمینه،  شیوع اختلالات روانی در بین زنان و مردان را 23 درصد اعلام کرد که از این آمار 26 درصد اختلالات روان را متعلق به زنان استان برشمرد.

آماری که نشان می دهد جمعیت بیشتری از زنان به نسبت مردان مبتلا به بیماری‌های روان در  استان هستند. آمار خودکشی در بین روستائیان و ساکنان شهر استان از دیگر نگرانی‌های مهرام در رابطه با سلامت روان جمعیت استان بود.

وی با بیان برخی از آمار خودکشی‌های استان در مناطق شهری و حتی روستایی استان که امکان رسانه‌ای شدن آن وجود ندارد، گفت: باید به‌جای فرافکنی و لاپوشانی برای کنترل و پیشگیری از روند افزایشی آن چاره‌اندیشی کرد.

امتناع بیماران روان از مراجعه به مراکز درمانی

به‌گفته دکتر علیرضا حاج‌سیدجوادی روانشناس اغلب افراد متهم به اِعمال خشونت علیه شهروندان و رفتارهای خلاف هنجار و عرف جامعه به اختلالات روانی مبتلا بوده و از بیماری‌های روان رنج می‌برند.

وی افزود: عوامل شخصیتی در چگونگی بروز خشم تأثیر تعیین‌کننده‌ای دارند، به این معنی که برخی از افراد به دلیل ویژگی‌های فردی از توانایی کمتری برای کنترل خشم برخوردارند. در برخی از موارد نیز این ویژگی شخصیتی به اختلالات شخصیت مانند: اختلال مرزی یا اختلال شخصیت ضداجتماعی منتهی شده و کنترل خشم را با چالش‌های بزرگتری مواجه می‌کند. بر همین اساس بیشتر نزاع‌های خیابانی و تنش‌ها در روابط فردی نیز به وجود این اختلالات شخصیتی و عدم توانایی فرد برای کنترل خشم باز می‌گردد.

حاج‌سید‌جوادی تصریح کرد: اختلال دوقطبی در فاز شیدایی با بروز خشونت همراه است. در این حالت فرد بیمار نسبت به عوامل بیرونی تحریک‌پذیر بوده و به دلیل مختل‌بودن قدرت قضاوت در فاز شیدایی، بروز رفتارهای خشونت‌آمیز توسط بیمار بسیار شایع است. همچنین در فاز حاد بیماری اسکیزوفرنی، یعنی فاز روانپریشی نیز به دلیل تحریک‌پذیری بیمار با بروز رفتارهای خشونت آمیز مواجه هستیم.

وی با اشاره به برخی عوامل بیرونی نیز گفت: مصرف مواد صنعتی برخلاف سایر انواع مخدر، محرک بوده، قدرت قضاوت فرد را مختل می کند و سبب بروز بسیاری از رفتارهای خشونت‌آمیز و ناهنجار در جامعه می‌شود.

در حال حاضر متأسفانه به‌دلیل رونق بازار مصرف این مواد با بروز علائم و واکنش‌هایی مانند: روانپریشی، تغییرات خلقی و به‌دنبال آن درگیری‌های خیابانی در افراد مصرف‌کننده این مواد، مواجه هستیم. درگیری‌هایی که عمده‌ترین دلیل ارجاع مصرف‌کنندگان مواد محرک صنعتی است.

این روانشناس بالینی درباره راه‌های پیشگیری از بیماری‌های روان که به بروز خشونت‌های رفتاری وایجاد ناامنی و بازتولید خشونت در جامعه منجر می‌شود گفت: مسلماً اولین و بهترین راه همان پیشگیری است که در این بین نخستین سطح از پیشگیری نیز به آموزش مهارت‌های رفتاری باز می‌گردد؛ مانند آموزش مهارت کنترل خشم، مهارت‌های ارتباطی، مهارت «نه گفتن» و به طورکلی مهارت‌های زندگی.

وی افزود: دومین سطح از پیشگیری مربوط به مهارت شناخت نسبت به بیماری‌های روان است و این شناخت بسیار مهم است چرا که غالب مشکلات ما در حوزه روان مربوط به ناآشنایی شهروندان نسبت به علائم بیماری‌های روان، عدم‌پذیرش و مراجعه به مراکز درمانی برای معالجه است.

حاج‌سید‌جوادی اضافه کرد: سومین سطح از پیشگیری نیز به بازگردادن بیمار به جامعه مربوط است. از این میان هرسه سطح پیشگیری حائز اهمیت بوده و نمی‌توان بین آن ها اولویت‌بندی کرد، اما، از نظر من مشکل اساسی ما در حوزه بیماری‌های روان، مراجعه‌نکردن بیماران به مراکز درمانی است؛ چنان‌که در حال حاضر تعداد بسیاری بیمار روان در استان وجود دارد که با وجود داشتن علائم بیماری از مراجعه به روانشناس یا روانپزشک طفره می‌روند؛ حال آن‌که این کتمان و بی‌توجهی به‌هیچ وجه درمان محسوب نمی‌شود و می‌تواند منجر به صعب‌العلاجی و حاد‌شدن وضعیت بیماری آن‌ها شود.

تشخیص زود هنگام اضطراب تضمین سلامت آینده جامعه

بررسی سلامت روان در جامعه می‌تواند از بروز و شیوع بیماری‌ها و اختلالات روانی در جامعه جلوگیری کرده و همچنین راهکارهای مناسبی برای برطرف‌کردن اختلالات روانی در جامعه پیدا کند؛ موضوعی که به‌نظر سال‌هاست به‌دلیل تمرکز بر روی حوزه سلامت جسمی، در حوزه پیشگیری و درمان کمتر به آن توجه شده است.

معاون امور فرهنگی و پیشگیری بهزیستی نیز با تأکید بر اهمیت شناسایی اضطراب در کودکان در رابطه با طرح غربالگری اضطراب کودکان توضیح داد: این طرح با هدف ارتقای سلامت روان کودکان سنین پنج و شش سال و در راستای انجام مداخلات غربالگری و تشخیص زودهنگام اختلالات روانی و ارتقای سلامت روان جامعه در برخی مهدهای کودک استان اجرا شده است.

فریده یوسفی‌پور ادامه داد: اضطراب پایه و مادر بسیاری از اختلالات روانی افراد است و با توجه به این مسئله اگر این موضوع به‌موقع شناسایی شود، می‌توان از بسیاری از اختلالات در دوران جوانی، نوجوانی و همچنین بزرگسالی جلوگیری کرد. ما معتقدیم بخش مهمی از اضطراب‌ها و اختلالات روانی در بزرگسالی به دوران کودکی باز می‌گردد که اگر در همین دوران شناخته و درمان شوند از بسیاری از مشکلات بزرگسالی از جمله وقوع طلاق، ایجاد وسواس‌های مختلف و مشکلات روحی و خشونت‌های خیابانی جلوگیری می‌شود و به‌نوعی پیشگیری صورت گرفته است.

شناسایی بیش از هزار و 600 بیمار روان در استان

مدیرکل بهزیستی قزوین نیز با اشاره به شناسایی بیش هزار 692 بیمار روان در استان گفت: از این تعداد ۸۸۰ نفر در شهرستان قزوین، ۲۹۴ نفر در شهرستان البرز، ۲۱۸ نفر در شهرستان تاکستان، ۱۴۳ نفر در شهرستان بوئین‌زهرا، ۱۱۸ نفر در شهرستان آبیک و ۳۹ نفر در شهرستان آوج زندگی می‌کنند که ارائه خدمات در مراکز شبانه‌روزی توانبخشی مراقبتی بیماران روان مزمن، ارائه خدمات در مراکز روزانه آموزشی توانبخشی بیماران روان مزمن، ارائه خدمات در مرکز ویزیت در منزل بیماران روان مزمن، ارائه خدمات ورزشی و هنری، ارائه خدمات مراقبت در منزل، کمک‌هزینه ترخیص به بیماران روانی مزمن از مراکز شبانه روزی، پرداخت مستمری و ارائه کمک موردی، بیمه و سبد کالا به توان‌خواهان از مهم‌ترین برنامه‌های این سازمان در رابطه با بهبود شرایط روانی جامعه است.

علیرضا وارثی افزود: سلامت روان چیزی بیشتر از نبود بیماری روانی است. از نظر  سازمان بهداشت جهانی سلامتی را یک حالت رفاه جسمی، روانی و اجتماعی دانسته و نه فقط بیماری و یا ناتوانی و هیچ کدام بر دیگری برتری ندارد. به‌طور خلاصه فرد باید حال خوب، فکر خوب و رفتار خوب داشته باشد.

وی تصریح کرد : سن نوجوانی و سال‌های اولیه بلوغ، مقطعی مهم از دوران زندگی است که تحول زیادی در آن رخ می‌دهد و به‌عنوان مثال با تغییر مدرسه، ترک خانه و ورود به دانشگاه یا کار جدید همراه است. این دوره بسیار هیجان‌انگیز و توأم با استرس و هراس است که در برخی موارد اگر مدیریت نشود؛ این احساسات می‌تواند منجر به بیماری روحی شود.

بدون تردید استفاده روزافزون از فن‌آوری‌های جدید می‌تواند مزایای بسیاری همراه با فشار و استرس داشته باشد و اتصال به شبکه‌های مجازی دائما در حال رشد و گسترش می‌باشد و بسیاری از نوجوانان هم در مناطق بحرانی زندگی می‌کنند و تحت تأثیر شرایط اضطراری هستند و جوانان در موقعیت‌های بحرانی به شدت از اختلالات روانی آسیب‌پذیر هستند.

وارثی تاکید کرد: نیمی از بیماری‌های روانی از سن  ۱۰  سالگی شروع می‌شود، اما، اغلب موارد ناشناخته‌اند و درمان نشده‌اند. از لحاظ شیوع بیماری در میان نوجوانان، افسردگی سومین علت و خودکشی دومین علت مرگ در میان  ۱۵ تا ۲۹ ساله می‌باشد. سوءمصرف مواد و مواد مخدر در میان نوجوانان یکی از موضوعات مهم در بسیاری از کشورهاست که می‌تواند منجر به رفتارهای پرخطر مانند رانندگی خطرناک و ناامنی جنسی و خشونت‌های خانگی شود.

به‌منظور کنترل و مدیریت سلامت روان،  نیاز به آموزش‌های گسترده در سطح جامعه است تا از این طریق  زمینه‌های آشنایی عموم مردم با راهکارها و شیوه‌های مدیریتی عوامل تأثیرگذار در سلامت روان را برای مردم فراهم کرد تا سطح سلامت روان در جامعه ارتقا پیدا کند.

 

خبرنگار: هیوا آزادی

 

 

پایان نوشتار///