آرمان شهر؛ برای این‌که محیط زیست از آسیب پسماندهایی که توسط انسان‌ها تولید می‌شود در امان بماند، نیاز است این پسماندها به گونه‌ای مناسب مدیریت شود. این مدیریت از طریق امحا و یا بازیافت پسماندها صورت می‌گیرد.

۱۷۰۰۰ تن پسماند کلره از واحدهای پتروشیمی استان خوزستان به استان‌های قزوین و گیلان وارد شده‌اند. منابعی تأیید نموده‌اند که ورود پسماند کلره به استان قزوین با مجوز اداره کل محیط زیست استان قزوین انجام شده است. این‌که چگونه پسماندهای کلره بی‌خطر‌سازی می‌شود امری مهم است، زیرا برای امحای این پسماندها شرایط ویژه‌ای لازم است. چون ماهیت این پسماندها بسیار خطرناک است و این امر نیازمند تکنولوژی‌های پیشرفته می‌باشد که در حال حاضر در استان هیچ شرایطی مناسبی برای امحای آن وجود ندارد.

امکان ناپذیری بازیافت ۱۰۰درصدی پسماندهای کلره

اخبار تکمیلی و تحلیلی فراوانی نیز در سطح دو استان و کشور توسط تحلیل‌گران منتشر شده که به‌دلیل تکرار‌شدن موضوع ورود مافیا و متخلفان پسماند در استان قزوین، بد نیست بیشتر به آن پرداخته شود.

گذشته از موضوعات مربوط به سودجویی و دست مافیای پسماند در این قضیه، در خصوص امکان بازیافت این پسماند و خطرات موجود حول انتقال پسمانده کلره  EDCنظرات متخصصان دراین زمینه را جویا شدیم.

مهندس محمود اللهیاری، کارشناس ارشد مهندسی فرایند (طراحی فرایندهای صنعت نفت) از دانشگاه تهران و کارشناس مجتمع گاز پارس جنوبی، در خصوص امکان بازیافت پسماند کلره، ابتدا به تشریح فرایند کلی بازیافت پسماند حاوی EDC پرداخت که بدین شرح می‌باشد:

در صنایع پتروشیمی مواد مختلفی از جمله PVS به‌عنوان مواد اولیه لوله پولیکا، چسب و مواردی این چنینی است. پلی‌ونیل‌کلراید PVN تولیدی در این صنعت نیز با مونومر VCN بسیار مورداستفاده در دیگر صنایع مهم و حیاتی کشور است که در فرایند تولید و تبدیل این مواد، ماده EDC به‌عنوان یکی از فراورده‌های مهم و همچنین پسماند تعیین‌کننده می باشد.

تولید EDC به دو روش امکان‌پذیر است: افزودن گاز کلر به گاز اتیلن در مجاورت کاتالیست، که این واکنش به‌دلیل تولید مواد جانبی همچون مواد کلره و اسید کلریدریک و ETC واکنش ایده‌الی نیست و در واحدهای پتروشیمی کشورهای پیشرفته با کنترل واکنش در راکتور و به‌وسیله تزریق اکسیژن, تولید مواد جانبی و خطرناک را به حداقل رسانده و تولید EDC را به ۹۹%می‌‌رسانند.

روش دیگر که در ایران غالباً به‌کار می‌رود استفاده از اسید کلریدریک HCl در مجاورت کاتالیست می‌باشد که روش مناسبی نیست و فرآورده های حاصل از ان حدود ۴۵% EDC و ۴۵% آب, ۵% CO2, و ۵% باقی مانده اتیلن واکنش‌نداده TCE، HCl می‌باشد که موضوع اصلی مورد نقد تحت عنوان لجن اسیدی حاوی مواد کلره در این گزارش است.

وی درخصوص اقدام پالایشگاه‌ها جهت بازیافت لجن حاوی EDC از این فرآیند، گفت: لجن نامبرده ناشی از فرایند به‌کار رفته (حاوی EDC و مواد کلره خطرناک) در برج تقطیر و در نهایت پیرولیزهای پیشرفته جهت جداسازی EDC مجدد مورد استفاده قرار می‌گیرد و همین پروسه بازیافت محسوب می‌شود، اما، در نهایت به فرض این‌که فرآیند بازیافت در پالایشگاه‌ها انجام شود، باز هم دارای پسماند‌های خطرناک است که در  نهایت به‌منظور بازیافت به شرکت‌های دیگری انتقال داده می‌شود. این پسماند دارا CL2، EDC، HCl و H2O می‌باشد. اللهیاری متذکر شد که راهکار مناسب در شرکت‌های بازیافت با توجه به آنالیز لجن اسیدی مذکور, ممکن است فرآیندهای طراحی مختلفی را بطلبد.

ورود متخلفان و سودجویان به استان، بلای جان مردم و محیط زیست

علاوه بر این فرآیندها، تأسیسات پیشرفته و مناسب نیز همچون واحد تصفیه پس‌آب صنعتی بسیار پیشرفته، مخازن نگهداری ایمن و غیر قابل نفوذ، برج‌های تقطیر و اکستراکتورها و میکسرهای بسیار پیشرفته مورد نیاز است که امکان وجود و کارکرد درست و استاندارد این تأسیسات در ایران غیر‌قابل باور است.

حتی با فرض وجود این تأسیسات پیشرفته در شرکت‌های بازیافت, ۱۰۰% این لجن اسیدی به‌هیچ وجه قابل‌بازیافت نیست و در نهایت پسماندی حاوی هیدروکربن‌های سنگین در فرایند باقی می‌ماند که برخی مدعی استفاده از آن‌ها در آسفالت هستند.

اللهیاری در خصوص خطرات این عمل افزود: به‌کار‌بردن این پسماند در ترکیب آسفالت یا هر مورد دیگری، علاوه بر زیر سوال‌بردن استانداردها و حفاظت از محیط زیست، خطرات عدیده و جدی زیست‌محیطی از جمله ایجاد بخارات به‌شدت سمی و سرطانزا را در پی خواهد داشت.

وی ادامه داد: حتی در صورت دور‌زدن استانداردها و آیین‌نامه‌های حفاظتی، آسفالت دارای هیدروکربن‌های سنگین مذکور، به‌شدت نامرغوب و فاقد مشتری مناسب و صرفه اقتصادی است و در نهایت این موضوع برد سودجویان و تخریب محیط زیست را در پی‌خواهد داشت؛ چرا که در هنگام حرارت‌دادن و هوادهی هیدروکربن‌های سنگین به کار رفته در این آسفالت، آلودگی شدید کلره خواهیم داشت و علاوه بر آن مواد به‌شدت سمی را در آسفالتی به‌کار برده‌ایم که هیچ ثباتی ندارد و موجب آلودگی خاک و هوا و آب‌های جاری و زیرزمینی و در پی آن افزایش ریسک سرطان مردم خواهد شد.

این کارشناس اذعان داشت که لجن حاوی EDC و مواد کلره ممکن است از نظر تئوریک قابل‌بازیافت باشد، اما، عملاً غیرقابل بازیافت می‌باشد.

وی همچنین در خصوص صرفه اقتصادی بازیافت اتیلن‌دی‌کلراید EDC  گفت: با تمام مشکلات و حقایق موجود، بازیافت این مواد اصلاً به‌صرفه نمی‌باشد و به‌همین دلیل سرنوشت این مواد خطرناک، که تحت عنوان بازیافت به نقاط مختلف کشور همچون قزوین و گیلان انتقال می‌یابد نامعلوم است. اللهیاری در خصوص خطرات انتقال این پسماند گفت: این مواد تا حدودی آتش‌زا هستند و علاوه بر خورندگی به‌شدت سمی‌اند؛ به‌ویژه بخارات این مواد که در صورت احتراق منجر به فاجعه‌ای بزرگ می‌شوند.

نبود تأسیسات مناسب بازیافت و باز هم سرنوشت نامعلوم پسماندهای خطرناک

موضوع این گزارش باعث شد که به بررسی تأسیسات شرکت‌های بازیافت انتقال‌دهنده لجن EDC با تناژهای بالا به قزوین و گیلان بپردازیم. در رابطه با اظهارات و گزارشات خود این شرکت و مجوزهای صادر شده و بدون تاریخ انقضا توسط اداره کل های محیط زیست این دو استان، این کارشناس اظهار کرد: با توجه به اظهارات تئوری و تصویری این شرکت از تأسیسات خود، در واقع هیچ سیستم قابل‌قبولی به منظور بازیافت پسماند حاوی EDC  وجود ندارد و شواهد حاکی از اطمینان کامل بر عدم‌تصفیه و بازیافت‌نشدن پسماندهای انتقال داده شده به این دو استان است!

با این وجود، هرچند درست پس از واکنش‌های منفی و پیگیرانه فعالان زیست محیطی و مردم، مدیران اداره کل حفاظت محیط زیست دو استان هرچند شبهه برانگیز! مجبور به صحبت و توجیه در این خصوص شدند؛  با همه این اوصاف با وجود بدیهی‌بودن انتقال این بارها تحت مجوزهای صادر شده؛ مصاحبه  مدیرعامل  شرکت بیلیش در قزوین تحت عنوان بازیافت بار مذکور نشان داد توجیح مسئولان و تکذیب اخبار نمی‌تواند راه فرار از پاسخگویی دراین خصوص باشد.

مدیرعامل شرکت بیلیش از صحت قرارداد خبر داد

علیرضا حق‌گو، مدیر عامل شرکت بیلیش، با گفتن این‌که قصد استفاده صددرصدی از پسماندهای کلره را دارند، گفت: دانش فنی و کارشناسی لازم برای این‌که این پسماندها را به خلوص بیش از ۹۰ درصد رسانده و به شرکت‌های پتروشیمی بازگردانده شود وجود دارد. بخش اعظم پسماندهای کلره را شرکت‌های پتروشیمی نیاز دارند. همچنین امحا نیاز به صرف انرژی و هزینه بسیار زیادی دارد، در حالی که بازیافت این پسماندها در حال حاضر از لحاظ اقتصادی بسیار ارزشمند است.

وی ادامه داد: ۱۰ درصد ته‌مانده جامد حاصل از بازیافت پسماندهای کلره نیز امحا نمی‌شود، بلکه به طرق مختلفی از جمله فروش به کشور چین و یا تولید کک از آن و اضافه‌کردن آن براساس یک فرمولاسیون به قیر که در خود ایران انجام می‌شود و برای آسفالت استفاده می‌گردد، مورد‌بهره‌برداری قرار می‌گیرد؛ البته در حال حاضر این ته‌مانده را در مخازن بتنی در شرایطی که هیچ‌گونه تماسی با طبیعت ندارند، نگهداری نموده و در حال انجام آزمایشاتی جهت تولید مواد مختلفی از آن‌ها می‌باشیم.

مدیر عامل بیلیش در پایان گفت: ورود پسماند کلره از ابتدا سال جاری آغاز شده است. در حال حاضر نیز برای استفاده از پسماندهای بازیافت شده مناقصه‌ای برگزار شده است. همچنین مشکلات گمرکی نیز حل شده و می‌توان بخشی از پسماندهای بازیافت شده را صادر نمود. در نهایت باید گفت بازیافت این پسماندها در شرایطی که در حال حاضر وجود دارد، از لحاظ اقتصادی بسیار به کشور کمک می‌نماید.

آن‌طور که مدیریت شرکت بیلیش مدعی شده است، قرار است این پسماندها به‌صورت کامل بازیافت شود و هیچگونه دورریزی نداشته باشد، اما آیا این شرکت واقعاً توان چنین کاری را دارد؟

سرنوشت نامعلوم  130 تن زباله خطرناک نیروگاهی در شهرک لیا

اما نکته مهم‌تری که در این بین جلب‌نظر می‌نماید، ورود غیرمجاز و مکرر پسماندهای خطرناک به استان قزوین است. یکی از نمونه‌هایی که سروصدای زیادی به‌پا نمود، اتفاقی بود که در سال گذشته رخ داد که ورود غیرمجاز پسماندهای حاصل از فعالیت‌های نیروگاهی و دپو آن‌ها در سوله‌ای در شهرک لیا استان قزوین بود.

ورود و انتقال بار پسماند ویژه نیروگاهی از دو استان مشهد و همدان به استان قزوین و دپو در سوله‌ای در شهرک صنعتی لیا توسط متخلفان و سرنوشت نامعلوم آن نیز از اخباری بود که در ساعات نخست هیچ واکنشی از سوی مدیریت محیط زیست استان نداشت و پس از جنجالی‌شدن عکس‌ها از سوله، پسندیده تنها به تشکیل پرونده‌ای قضایی در این خصوص اشاره کرد در حالی که  خبرها حاکی از آنند که پلمپ این سوله تحت مجوزهای اداره کل محیط زیست قزوین شکسته شده و این پسماندها به جای نامعلوم دیگری در استان انتقال یافته‌اند! که در این باره هنوز به‌دلیل رسانه‌ای نشدن موضوع، هیچ توجیهی از ارگان‌های ذیربط به‌گوش نرسیده است. به‌راستی آیا دست مافیای پسماند به قزوین نیز رسیده است؟ مسئولان این موضوع و راه صافکن‌ها چه کسانی هستند که استان قزوین این‌گونه در برابر سودجویان بی‌دفاع مانده است؟

حال با تکرار دوباره این اتفاق و ورود پسماندهای خطرناک به استان قزوین سر و صدای زیادی به‌پا شده است. تکرار این موارد باعث شده است این سوال در ذهن‌ها شکل ‌گیرد که به‌واقع چگونه این موارد اتفاق می‌افتند؟ دلیل رخ‌دادن این اتفاقات از دو حالت خارج نیست، یا اینکه افراد مسئول در این حوزه از کفایت لازم برای حفاظت از محیط زیست استان قزوین برخوردار نیستند یا نگاه بدبینانه‌ای مبنی بر این‌که افرادی در این بین با تشکیل باندهای خود شروع به سوءاستفاده از موقعیت‌هایی که در اختیار دارند نموده و طبیعت را به فروش می‌رسانند و برای خود ثروت‌اندوزی می‌نمایند. هر آن‌چه است این نیاز وجود دارد که درباره این مسائل شفاف‌سازی صورت گیرد تا مشخص شود این موضوعت چگونه رخ می‌دهند.

واکنش تند نماینده استان به ماجرا

سیده‌حمیده زرآبادی نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی با اشاره به خبر کشف محموله دیگری در شهرک لیا در دی‌ماه سال گذشته گفت: شخص مدیر کل استان باید قبل از تکذیب هر موضوع دیگری نسبت به سرنوشت نامعلوم محموله ۱۳۰تنی مشکوفه در شهرک لیا پاسخ‌گو باشد و از تمام زوایای انتقال گزارش مفصلی ارائه دهد؛ چرا که اخباری در دست است که نشان می‌دهد سوله فک پلمپ شده و محموله به نقطه نامعلومی انتقال داده شده است.

نماینده مردم قزوین با طرح این سوال‌ها که ورود پسماند به استان با چه دلیل و منطقی صورت می پذیرد و قصد و نیت از ورود این پسماندها به استان قزوین چیست؟ سرانجام پسماندها چیست؟ آیا ادعای شرکت‌ها مبنی بر امحاء و بازیافت استاندارد، شدنی است؟ و نقش محیط زیست در این قراردادهای پرسروصدا چیست؟ گفت: این موضوع را تا روشن شدن همه زوایای پنهان ماجرا بررسی کرده و به همه کسانی که سلامت و محیط زیست استان را به مخاطره می‌اندازند به شدت برخورد می‌کنیم. مراتب اعتراض خود را به نهادهای بالادستی گزارش خواهم کرد و توضیح خواهم خواست.

زرآبادی گفت: دشت قزوین  یکی از دشت‌های استراتژیک کشور در تولید مواد غذایی است و هر نوع بی‌مبالاتی در این زمینه گناهی نابخشودنی است و همه کشور را متضرر خواهد کرد.

نماینده مردم قزوین در مجلس شورای اسلامی گفت: در استان قزوین در حال حاضر یک سایت پسماند صنعتی وجود دارد و مشغول فعالیت است. این که محیط زیست استان به‌دنبال راه‌اندازی سه سایت دفع پسماند ویژه صنعتی دیگر از لرستان و اصفهان و تهران در قزوین است و مخاطرات آن را بر محیط زیست و سلامت مردم نادیده می‌گیرد از سوالاتی است که باید مدیران این مجموعه در مقایل آن پاسخگو باشند.

مغلطه و به‌سخره‌گرفتن سلامت ساکنان یک استان

اما با وجود بدیهیات موجود در خصوص صدور مجوز و انتقال این پسماند به دو استان قزوین و گیلان، آقای محمدپور مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان گیلان ابتدا ابراز بی‌خبری از صدر مجوز و انتقال این پسماندها به گیلان نمودند و مجدد بعد از گذشت چند روز خبر را تایید کردند!  آقای پسندیده مدیر کل حفاظت محیط زیست قزوین هم صدور مجوز و انتقال این پسماندها را با وجود تایید و حتی مصاحبه مدیریت شرکت بازیافت مذکور و حتی عدم رد صحت این خبر را توسط آقای مریدی مدیر کل دفتر آب و خاک سازمان حفاظت محیط زیست کشور، از اساس تکذیب کردند! و حتی ماجرا به اینجا رسید که این تکذیب توسط اعضای شورای شهر قزوین مربوط به انتقال پسماندهای به سایت محمد آباد قزوین و سایت پسماندهای صنعتی و ویژه استان است! آیا روشن‌بودن موضوع صدور مجوز انتقال و بازیافت پسماند به شرکت بیلیش و نه سایت محمدآباد در استان قزوین بر کسی پوشیده است؟! یا مغلطه تنها راه فرار از پاسخ روشن به مردم است؟؟؟

لازم به ذکر است که در صورت صدور مجوز انتقال ۱۷۰۰ تن پسماند پتروشیمی حاوی مواد خطرناک به استان قزوین توسط اداره کل حفاظت محیط زیست استان قزوین تحت عنوان بازیافت که طبق نظر کارشناسان و متخصصان در این زمینه نشدنی است؛ با وجود بارها اعلام جلوگیری از ورود هر گونه پسماند به استان قزوین توسط آقای پسندیده مدیرکل حفاظت از محیط زیست استان قزوین طی ماه های گذشته، یک استان به سخره گرفته شده است!

پایان نوشتار///